أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
222
قانون ( فارسى )
بردارد و بويژه براى زدودن لكههاى خونى زير چشم بسيار مفيد است . ورم و جوش : بر ورم بلغمى مالند مفيد است . مفاصل : در مرهم موم و روغن گل داخل است و پيچش مفاصل را علاج كند . و درد پشت و بيخ ران را تسكين دهد . و با عسل علاج خستگى است . روغن مرزنگوش فالج را چه آن فالجى كه گردن را به سوى عقب كج مىكند و چه غير آن باشد مداوا مىكند . سر : راهبندان مغز را باز كند ، سردرد نصفى ، هر سردردى عادى يا سودايى ، رطوبت باد متراكم ، چارهاش با مرزنگوش است . قطرههايى از آن را در گوش چكانند درد گوش آرام گيرد . فتيله را با روغنش بيالايند و در گوش نهند گوش را از گرفتگى مىرهاند . اندامان غذا : آبپز مرزنگوش در علاج استسقا سودمند است . اندامان دفعى : آبپزش داروى عسر البول و پيچش و درد روده است . روغنش گرمىبخش و نرمىبخش است و در بهمآمدن دهانهء زهدان كه در راه خفه شدن است منفعت دارد . زهرها : با سركه باشد پادزهر نيش كژدم است . ميويزج ( مويزك ) : اين همان مويز كوهى است كه دانههاى سياه و چيندار دارد و به نخودسياه شبيه است . مزاج : در سوم گرم و خشك است . خاصيت : سوزنده ، خورنده ، تندوتيز است . آرايش : شپشكش است و بويژه اگر با زرنيخ باشد مؤثرتر است . زخم و قرحه : تنها يا با زرنيخ داروى گرى و پوسته انداختن است . سر : مويزك را بخايند بلغم و رطوبت دماغ را مىكشد ، در سركه بپزند و در دهان گردانند درد دندان آرام شود و رطوبت از لثه پاك گردد . مويزك مخلوط با عسل زخم دهان را شفا دهد . موميا : موميا قوت قير و زفت باهم مخلوط دارد ولى بسيار منفعترسان است . مزاج : در سوم گرم . خاصيت : لطيف و گدازنده . ورم و جوش : داروى ورم بلغمى است . مفاصل : تناول يا ماليدنش مسكن در بركندگى و شكست و افتادن و ضربت خوردن و فلج و دهنكجى است . اندامان سر : به اندازهء يك حبه موميا را با آب مرزنگوش به بينى كشند و عطسه كنند ، در تسكين سردرد نصفى ، سردرد سرد و صرع و سرگيجه مفيد است . يك دانه از آن مقدار يك حبه با جيوه درد گوش را تسكين دهد . فتيلهاى را با وزن يك ( شعره - مو ؟ ) موميا و روغن گل و آبغوره بيالايند و در گوش فروكنند چرك و ريم گوش را قطع مىنمايد . وزن يك قيراط موميا در آبپز مرزهء فارسى داروى زبانگرانى است . وزن يك حبه موميا ، وزن يك حبه خايهء سگ آبى مخلوط با روغن بان در بينى كشند سردرد كهنه و سردرد كلاهخودى ! ( بيضه ) را بر طرف كند . نفس : وزن سه ( شعره ) موميا را در شراب سيكى جمهورى آميزند داروى خون برآوردن است وزن يك قيراط با سكنجبين علاج خناق است . وزن يك قيراط با مرباى توت يا با سوپ عدس درد گلو را چاره است . مقدار يك ( طسوج ) موميا با آب عناب و آبجو و تخم گياه پنج انگشت سه روز پياپى ناشتا بخورند علاج سرفه است . يك قيراط موميا مخلوط با زيره و ننهحوا و شاهزيره ( كراويا ) علاج خفقان است . اندامان غذا : وزن يك قيراط موميا در آب زيره و ننهحوا و شاهزيره معده را توان بخشد . وزن يك قيراط موميا ، وزن دو دانگ گل ارمنى ، وزن يك دانگ زعفران ، در آب تاجريزى يا آب خيارچنبر علاج دل بهمآمدن بلغمى ، بر سينه و معده افتادن ، و درد كبد است . وزن يك حبه موميا با آبپز تخم